خاطرات گم شده

اگر عاشق شدن یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است




سکوت و صبوري مــــــــرا


به حســــابِ ضعف و بي کسي ام نگذاريد !


 دلـــــــم به چيـــزهايي پاي بند است ...


 که شما وفـــايتان قـــــد نــــميدهد..

نوشته شده در سه شنبه 1392/11/01ساعت 8:55 توسط esmaeil| |


دلم برای خنده های بی دلیل...

برای شادمانی های بی سبب....

برای بی ریا بودن...برای کودکی تنگ شده...

برای کودکانه زیستن... دلم برای روزهای خوش زندگی تنگ شده...

به من بگو...چگونه میتوانم در گرگ و میش این روزگار پر بالا و پایین همیشه خاکستری....

باز هم بخندم؟؟؟!!


نوشته شده در جمعه 1392/05/25ساعت 9:52 توسط esmaeil| |



آمــوخته ام کــه تنــها کســی مرا شــاد میکند که به من میــگوید تو مــرا شــاد کــردی...

♥♥

آمــوخته ام که گاهــی مهــربان بودن بســیار مهــمتر از درســت بــودن اســت...

♥♥♥♥

آمــوخته ام کــه مهــم بودن خوبــست ولــی خــوب بودن مــهمتر اســت...

♥♥♥♥♥♥

آمــوخته ام کــه هرگــز نبــاید به هــدیه ای کــه از طــرف کــودکی داده میشــود نه گــــفت...

♥♥♥♥♥♥♥♥

آمــوخته ام که همــــیشه برای کــسی که به هــیچ عنوان قادر به کــمکش نیستم ، دعــا کنــم...

♥♥♥♥♥♥

آمــوخته ام کــه زندگــی جدیست ولــی ما نیاز به دوســتی داریم که لحــظه ای با او از جــدی بودن دور باشــیم...

♥♥♥♥

آمــوخته ام که تنــها چیزی که یــک شــخص میــخواهد فــقط دســتی اســت برای گرفــتن دســت او و قلبی برای فهمــیدنش...

♥♥

آمــوخته ام که زیر پوســت سخت همــه افراد کســی وجــود دارد که خوشحــال شود و دوســت داشته باشــد...

♥♥♥♥
آمــوخته ام که خــدا همــه چیز را در یــک روز نیــافرید، پــس من چــگونه میتوانــم همه چیــز را در یــک روز بدســت آورم...

♥♥♥♥♥♥

آمــوخته ام که چــشم پوشــی ازحقــایق آنها را تغیــیر نمی دهــد...

♥♥♥♥

آموختــه ام که وقــتی با کــسی روبرو میــشوم انتــظار لبخنــــدی از ســوی مــن دارد...

♥♥

آمــوخته ام که لبــخند ارزانتــرین راهــی است که میــتوان با آن نگاه را وســعت بخشــید...

♥♥♥♥

آمــوخته ام که بــاد با چــراغ خــاموش کــاری نــدارد...

♥♥♥♥♥♥
آمــوخته ام کــه به چــیزی کــه دل نــدارد نبــاید دل بــست...

♥♥♥♥

آمــوخته ام که خوشــبختی جــستن آن اســت نه پیــدا کــردن آن...

♥♥

آمــوخته ام کــه قــطره دریاســت ، اگــر با دریاســت...

♥♥♥♥

و آمــوخته ام کــه عشــق ، مــهربانی ، صــداقت و بلــند نظــری خصلــت انســانهای انــسان اســت...

♥♥♥♥♥♥
آمــوخته ام کــه وقتــی عاشــقم ، عشــق در ظــاهرم نــیز نمایــان مــی شــود...

♥♥♥♥

آمــوخته ام کــه عشــق مــرکب حــرکت اســت نه مقــصد حــرکت...

♥♥
آمــوخته ام کــه هیــچ کــس در نــظر ما کامــل نیــست تا زمانــی کــه عاشــقش شــویــم...

♥♥♥♥


نوشته شده در جمعه 1392/04/21ساعت 10:2 توسط esmaeil| |


هوسبازان کسانی را ک زیبا میبینند،

                 دوست دارند

ولی عاشقان کسانی را که دوست دارند

                  زیبا میبینند.....

نوشته شده در پنجشنبه 1392/03/23ساعت 9:22 توسط esmaeil| |


عـصـرهـا دلــــــم هـوایِ قـدم زدن بـا تـو را مـی کـنـد..

تــــو کـه نـیـسـتـی.

بـا دلـــــم قـدم مـی زنـم.
.
مـثـلِ تــو مـهـربـان اسـت… بـرایـم حـرفـهـایِ عـاشـقـانـه مـی زنـد..

مـــنـو بـه آنـجـا مـی بـرد کـه بـا تـو مـی رفـتـم..

مــی دانــی کـــجــا؟

در آغــــوشـَــت مـَــــرا غـَـرق مـی کـنـد..

درسـت مـثـلِ تــــــــــــــــو…


نوشته شده در یکشنبه 1392/03/12ساعت 12:22 توسط esmaeil| |


درد داره وقتي ميره و همه ميگن:دوستت نداشت

و تو نميتوني ثابت كني كه هرشب با عاشقانه هاش خوابت ميكرد..


نوشته شده در یکشنبه 1392/03/12ساعت 12:11 توسط esmaeil| |


آرزوی من اینست که دو روز طولانی درکنار تو باشم فارغ از پشیمانی

آرزوی من اینست یا شوی فراموشم یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه سر پناه من باشی

لحظه تر گریه آرزوی من اینست نرم و عاشق و ساده

همسفر شوی با من در سکوت یک جاده آرزوی من اینست

هستی تو من باشم لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من اینست تو غزال من باشی تک ستاره روشن در خیال من باشی

آرزوی من اینست در شبی پر از رویا پیش ماه و تو باشم

لحظه ای لب دریا آرزوی من اینست

از سفر نگویی تو تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو

آرزوی من اینست مثل لیلی و مجنون پیروی کنیم از عشق

این جنون بی قانون آرزوی من اینست زیر سقف این دنیا

من برای تو باشم تو برای من تنها




برچسب‌ها: ارزوي من براي تو, متن ارزوها, متن براي عشقم, متن عاشقانه, متن ترانه ها
نوشته شده در شنبه 1392/02/14ساعت 11:14 توسط esmaeil| |



گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی ها

حسرت ها را می شمارم

و باختن ها

وصدای شکستن را

… نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم

وکدام خواهش را نشنیدم

وبه کدام دلتنگی خندیدم

که چنین دلتنگــــــــــــــــم!!!!!!!


بر گرفته (عاشقانه_صادقانه)



 

نوشته شده در پنجشنبه 1391/11/26ساعت 9:6 توسط esmaeil| |


+خُــ ــ ــــدايـــ ــ ــــا . . . !

 ! يـــــــک مـــَـــرگ بـــِـــدهکــــــارم ??

 هـــِـــزار آرزو طَــلبکــــــــــــار ....!

خَستـــــــہ ام . . . !

يــــا طَلبـــــــم را بــــِـــده يـــــا طَلبـــــت را بِگيـــــــــر . . . ! !

نوشته شده در دوشنبه 1391/10/04ساعت 21:6 توسط esmaeil| |


دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری،

تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست

دارد تو دوستش نمی داری... .

اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم

و آیین هرگز به هم نمیرسند این رنج است و زندگی یعنی این...



نوشته شده در یکشنبه 1391/09/12ساعت 15:10 توسط esmaeil| |


دلم لک زده برای اندکی ....

صداقت

معرفت

مرام

رفاقت

سادگی

گریه

عشق

زندگی

یکرنگی

مردانگی

وفا

انسانیت

محبت

مهربانی

دوستی

دلواپسی

 آرامش

سکوت

تنهایی

نوازش

احساس

افتادگی

تعصب

پاکی

غیرت

انتظار

خوبی

خاموشی

عدالت

عقل

شعور

جوانمردی

سلامتی

برادری

حقیقت

بندگی

اعتراف

پرواز


 

بعضی ها انگار دلشون برا ...

خیانت

دروغ

نامردی

بی معرفتی

ریا

پستی

گناه

غفلت

و...

لک زده ...


دلم لک زده برای اندکی خدا

(از آدما دلم گرفته)



برچسب‌ها: متن
نوشته شده در جمعه 1391/06/10ساعت 10:58 توسط esmaeil| |


ای آسمان زیبا امشب دلم گرفته از های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غزق مستی دارد هوای باران از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است فردا به چشم اما امشب دلم گرفته



چه روزي بود امروز تو تربت با مهي خيلي خوش گذشت

نوشته شده در شنبه 1391/03/27ساعت 18:3 توسط esmaeil| |


هر شعر

گریز از یک گناه بود

هر فریاد

گریز از یک درد

و هر عشق

گریز از یک تنهایی عمیق

افسوس که تو

هیچ گریزگاهی نداشتی…!






برچسب‌ها: متن عاقانه, متون عاشقانه, عاشقانه ها, ترانه ها, متن
نوشته شده در سه شنبه 1391/03/23ساعت 19:38 توسط esmaeil| |


هميشه سعي كنيم تنهایی را ترجیح دهيم


به تن هایی که روحشان با دیگریست . . .



برچسب‌ها: متن عاشقانه, متون عاشقانه, حرفهايم, متن جدايي, شعر ها
نوشته شده در سه شنبه 1391/02/26ساعت 10:8 توسط esmaeil| |



اینجا که من رسیده ام …

ته دنیای بدون تو بودن است!!

همانجایی که شاید فکرش را هم نمی کردی دوام بیاورم!

ولی من ایستاده به اینجا رسیده ام!

خوب تماشا کن…

دلم هم تنگ نشده!

یعنی دلم را همانجا پیش خودت گذاشتم …

تو باش و دل من و همه فریادهایی که …



برچسب‌ها: دنیای بدون تو بودن, دنيا, متن عاشقانه, متن love, uharhki ih, عاشقانه ها
نوشته شده در چهارشنبه 1391/02/13ساعت 21:23 توسط esmaeil| |


عشق مثل آبي میمونه که میتونی اونو تو دستت قایمش کنی. آخرش یه

روز دستاتو باز می کنی میبینی نیست قطره قطره چکیده بی اینکه تو

بفهمی اما دستت پر از خاطرست...





برچسب‌ها: عشق مثل, عشق, متن عاشقانه, حرفهاي دلم, ترانه هام
نوشته شده در شنبه 1391/02/09ساعت 16:59 توسط esmaeil| |


میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”

وقتی یه سنگو تودریا میندازی

فقط برای چند ثانیه اونو متلاتم میکنه

وبرای همیشه محو میشه

ولی اون سنگ تا ابد ته دل دریا موندگاره

وسعی می کنم مثل دریا باشم

فراموش کنم سنگي که به دلم زدن

با اینکه سنگینی شونو برای همیشه روی سینه ام حس می کنم.





برچسب‌ها: میدونی چرا میگن, دلت دریا باشه, دريا, متن عاشقانه, روی سینه ام, دل دریا
نوشته شده در سه شنبه 1391/01/29ساعت 8:27 توسط esmaeil| |



قلب من در هر زمان خواهان توست

این دو چشم عاشقم مهمان توست

گرچه لبریز از غمی درمانده ای

این نگاهم در پی در مان توست

در میان ظلمت شبهای غم

چلچراغ قلب من چشمان توست

در کنارم لحظهاای آسوده باش

همدم دستان من داستان توست




برچسب‌ها: قلب من, هر زمان, متن عاشقانه, متون عاشقانه
نوشته شده در سه شنبه 1391/01/22ساعت 19:0 توسط esmaeil| |


دستهایم را تا ابرها بالا برده ای

و ابرها را تا چشمهایم پایین

عشق را در کجای دلم .....

پنهان کرده ای که :

   هیچ دستی به آن نمیرسد !





برچسب‌ها: متن عاشقانه, متن بسار زيبا, متون عاشقانه, حرف دلم, ترانه ها
نوشته شده در جمعه 1390/12/05ساعت 22:28 توسط esmaeil| |


ای آسمون زیبا امشب دلم گرفته

های و هوی دنیا امشب دلم گرفته

یک سینه غزق مستی دارد هوای باران

از این خراب رسوا امشب دلم گرفته

امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم

شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته

خون دل شکسته بر دیدگان تشنه

باید شود هویدا امشب دلم گرفته

ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو

پر کن به جان مولا امشب دلم گرفته

گفتی خیال بس کن فرمایشت متین است

فردا به چشم اما امشب دلم گرفته




برچسب‌ها: امشب دلم گرفته, شرمنده ام خدایا امشب دلم گرفته, شرمنده ام خدایا, ساقی عجب صفایی دارد پیاله ی تو
نوشته شده در دوشنبه 1390/12/01ساعت 22:28 توسط esmaeil| |


گاهي نياز داري ؛ به يه آغوش بي منت ! که تو رو فقط و فقط واسه خودت بخواد .... که وقتي تو اوج

هستي با چشماش بهت بگه هستم..


برچسب‌ها: متن عاشقانه, متون عاشقانه, عاشقانه ها, گاهي وقتها
نوشته شده در یکشنبه 1390/11/23ساعت 22:20 توسط esmaeil| |


تا توانی رفع غم از چهره ی غمناک کن

در جهان گریاندن آسان است

اشکی پاک کن




برچسب‌ها: تا ميتواني, تا توانی, رفع غم, از چهره ی غمناک کن, متن عاشقانه
نوشته شده در جمعه 1390/11/14ساعت 21:24 توسط esmaeil| |


کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود

کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرکز زندگی زیبا نبود.




برچسب‌ها: کاش بودی تا دلم تنها نبود, کاش بودی, تا, دلم تنها نبود, بی تو هرکز زندگی زیبا نبود
نوشته شده در چهارشنبه 1390/11/12ساعت 22:23 توسط esmaeil| |


اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است

محبتشان نسبت به یکدیگر نا محدود می شود




برچسب‌ها: حرف دلم, محبت, متن محبت, فرصت, متن عاشقانه, عاشقانه ها
نوشته شده در جمعه 1390/11/07ساعت 13:23 توسط esmaeil| |


عمر نوح

را هم که داشته باشم

به سان ایوب

صبرم را ...

طول می دهم

تمام نفسهایم را منتظرم

تا شاید بشود

با ایستادن ...

چمدان آرزوهایم را

که درونش

آمدن تو تا خرده

به گور نبرم ...





برچسب‌ها: تمام نفسهایم را منتظرم, تمام, نفسهایم, را منتظرم, عمر نوح, تمام نفسهایم
نوشته شده در پنجشنبه 1390/11/06ساعت 22:46 توسط esmaeil| |

 دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی? گرفته است...

 آسمان چشمانم به اندازه تمام ابرهای بهاری? بارانی است...

قلبم انگار به اندازه سردترین روزهای زمستانی، یخ زده است...

اما وجودم در کوره داغ تابستانی می سوزد...

چه چهار فصلی است سرزمین دقایق من......!!!!!!!





برچسب‌ها: دلم به اندازه تمام روزهای پاییزی گرفته است, دلم, به اندازه تمام, روزهای پاییزي, گرفته است, متن عاشقانه, متن دلم گرفته دلم گرفته
نوشته شده در سه شنبه 1390/11/04ساعت 21:2 توسط esmaeil| |

واسه من سخترين لحظه زمانيه كه...

ببيني يك پروانه فراموش كرده يك زمون كرم بوده!!






برچسب‌ها: واسه من, سخترين لحظه, زمانيه كه, ببيني يك پروانه فراموش كرده يك زمون كرم بوده, متن عاشقانه, حرف دلم
نوشته شده در سه شنبه 1390/11/04ساعت 14:18 توسط esmaeil| |


خودت را از کسی پس نگیر شاید این تنها چیزیست که او دارد ،

وقتی میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر کن،

شاید نوری را روشن کنی که خاموش کردن آن به خاموش کردن او ختم شود...





برچسب‌ها: متن عاشقانه, جدايي, وقتی میگویی دوستت دارم, تنها چيز, متون عاشقانه, حرف دل
نوشته شده در یکشنبه 1390/11/02ساعت 14:11 توسط esmaeil| |


سکوت سرد فاصله ها تنم را میلرزاند.

وقتی به نبودنت فکر میکنم و از درون میسوزم.

وقتی به یاد روز هایی  که بودنت را نفهمیدم می اندیشم



برچسب‌ها: سكوت سرد, متن جدايي, جدايي, متن عاشقانه, متن سكوت, روزهاي بودنت
نوشته شده در یکشنبه 1390/11/02ساعت 11:58 توسط esmaeil| |


حرفهایم گاهی

طعم تلخی دارند

مثل عطر ِ خوش ِ

روی پیرهنت…



کسی چه میداند

شاید روزی برعکس انتظارم

به حال این روزهایم گریستم!





برچسب‌ها: حرف هايم, گاهي, متن عاشقانه, متون عاشقانه, متن دل, انتظار
نوشته شده در یکشنبه 1390/11/02ساعت 11:41 توسط esmaeil| |


نـــیازم نه دیگر آغوشت است

نه دستانتـــ،نه لبانت

نه چشم خمارت

با....

یک فنجان سکوت تلخ

فرو می برم حماقتم را

که دوستت داشتم...



برچسب‌ها: متن عاشقانه, اغوشت, چشم خمارت, متون عاشقانه, سكوت تلخم
نوشته شده در شنبه 1390/11/01ساعت 22:3 توسط esmaeil| |


وقتی دل ارزش خودش را از دست بدهد و چشمهایت دیگر اشکی برای ریختن نداشته باشد،

وقتی دیگر قدرت فریاد زدن را هم نداشته باشی،وقتی دیگر هر چه دل تنگت خواسته باشد گفته باشی،

وقتی دیگر دفتر و قلم هم تنهایت گذاشته باشند،وقتی از درون تمام وجودت یخ بزند،

وقتی چشم از دنیا ببندی و آرزوی مرگ بکنی،وقتی احساس کنی تنهاترین هستی،

چشمهایت را ببند و از ته دل بخند که با هر لبخند روحی خاموش جان میگیرد و درخت پیر جوان میشود.




برچسب‌ها: وقتی دل, ارزش خودش, را از دست بدهد, دیگر اشکی برای ریختن نداشته باشد, دیگر هر چه دل تنگت خواسته باشد گفته باشی
نوشته شده در شنبه 1390/11/01ساعت 12:57 توسط esmaeil| |




برچسب‌ها: كاش الان, متن عاشقانه, ترانه ها, دل شكستگيم, اغوش گرمت
نوشته شده در جمعه 1390/10/30ساعت 14:7 توسط esmaeil| |


چه زیباست به خاطر تو زیستن و برای تو ماندن و به پای تو سوختن...

چه غم انگیز است دور از تو بودن و برای تو گریستن وبه عشق و دنیای تو نرسیدن...

ای کاش میدانستی بدون تو و به دور از دستان مهربانت چه تلخ است


برچسب‌ها: چه زیباست به خاطر تو زیستن, چه زیباست, به خاطر تو, زیستن, چه تلخ است, ای کاش, mat asheghane, متن عاشقانه, text love
نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/28ساعت 13:57 توسط esmaeil| |

اگه میخوای بری برو، ولی فراموشم نکن


آتیش قلبمو ببین ، اینطوری خاموشم نکن

اگه میخوای بری برو ، ولی صداشو در نیار

برای این ترانه هام ، یه شعرعاشقی بزار

اگه میخوای بگی بگو ، که از نگام خسته شدی

به عشق یک نفر دیگه ، اسیر و وابسته شدی


اگه میخوای بگی بگو ، که من دیگه زیادی ام

برای روح و قلب تو ، دیگه یه حس عادی ام

اگه بری برای من ، پنجره ها بسته میشه

تموم لحظه های من دلگیر و دلخسته میشه

اگه بری صدای من ، به اوج نا کجا میره

ترانه های قلب من ، به قبر عاشقا میره..


برچسب‌ها: متن جدايي, جدايي, متن عاشقانه جدايي, متون عاشقانه, متن دلم
نوشته شده در دوشنبه 1390/10/26ساعت 11:46 توسط esmaeil| |


گاهی دلت بهانه هایی میگیرد که خودت انگشت به دهان میمانی....

گاهی دلتنگی هایی دار یکه فقط باید فریادشان بزنی...اماسکوت میکنی...

گاهی پشیمانی از کرده وناکرده ات.....

گاهی دلت نمیخواد دیروز را به یاد بیاوری.....

انگیزه ای برای فردا نداری و حال هم که....

گاهی دلت میخواهد فریاد بزنی.....

خدایااااااااااا

من دستم به آسمان نمیرسد

تو که دستت به زمین میرسد دست مرا بگیر و به آسمان برسان.....



برچسب‌ها: گاهي وقتا, متن عاشقانه, گاهي وقتا دلت, گاهي پشيماني, گاهي دلتنگي, گاهي دلت, خدايا
نوشته شده در یکشنبه 1390/10/25ساعت 21:50 توسط esmaeil| |


دیشب در خلوت تنهاییم آهسته بی تو گریستم....

کاش صدای هق هق گریه ام را باد به تو میرساند....

تا بدانی بی تو چه میکشم....

کاش قاصدک به تو میگفت این پیغام را به تو میرساند!

که امید آهسته آهسته در حال فرو ریختن است....





برچسب‌ها: اميدم, متن عاشقانه, متون عاشقانه, ترانه ها, حرف دلم, متن تنهاييم, تنهايي, كاش, متن دلم, حرف عاشقانه
نوشته شده در یکشنبه 1390/10/25ساعت 21:17 توسط esmaeil| |


اگه مَردی ... ؟!!
مَرد بمون ... اگه نیستی ... نامَردی نکن ... !!

اگه تنهایی ... ؟!!
تنها بمون ... اگه نیستی ... تنهاش نذار ... !!

اگه نجیبی ... ؟!!
نجابت کُن ... اگه نیستی ... هرزگی نکن ... !!

اگه عاشقی ... ؟!!
 عاشق بمون ... اگه نیستی ... حُرمتِ عشقو نَشکَن




برچسب‌ها: متن عاشقانه حرمت عشق, حرمت عشق, عشق, حرمت, مردانگي, متن مردانگي, متون عاشقانه
نوشته شده در یکشنبه 1390/10/25ساعت 15:50 توسط esmaeil| |


| دفتر عشـــق كه بسته شـد
| دیـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــــــــدم
| خونـم حـلال ولـی بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
| به پایه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
| اونیكه عاشـق شده بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
| بد جوری تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
| برای فاتحه بهــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
| حالا باید فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
| تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
| بـه نـام تـو سنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
| غــرور لعنتی میگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
| بازی عشـــــقو بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
| از تــــو گــــله نمیكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
| از دســـت قــــلبم شاكیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
| چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
| چــــــــراغ ره تـاریكـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــیم
| دوسـت ندارم چشمای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
| فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
| چه خوب میشه تصمیم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
| آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
| دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
| بزن تیر خـــــــــــــــــلاص رو
| ازاون كه عاشقـــت بود
| بشنواین التماسرو
| ...............
| .........
| ....
|.




برچسب‌ها: دفتر عشق, خونم حلال, متون عاشقانه, متن دل, متن عاشقانه, متن دلم, حرف هاي دل, ترانه ها, متن براي عشقم
نوشته شده در یکشنبه 1390/10/25ساعت 15:40 توسط esmaeil| |


  عشق در لحظه اي پديد مي آيد ، دوست داشتن در امتداد زمان ،


 اين اساسي ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است . 





برچسب‌ها: تفاوت عشق و دوست داشتن, تفاوت دوست داشتن و عشق, فرق دوشت داشتن با عشق, دوت داشتن و عشق
نوشته شده در یکشنبه 1390/10/25ساعت 12:2 توسط esmaeil| |


آغوشت رو به غیر از من به روی هیچ کی باز نکن

منو از این دل‌خوشی‌ها آرامشم جدا نکن

من برای با تو بودن پر از عشق و خواهشم

واسه بودن کنارت تو بگو به هر کجا پر می‌کشم

منو تو آغوشت بگیر آغوش تو مقدسه

بوسیدنت برای من تولد یک نفسه

چشمای مهربون تو منو به آتیش میکشه

نوازش دست های تو عادت ترک هم نمی‌شه

فقط تو آغوش خودم دغدغه هاتو جا بذار

به پای عشق من بمون هیچ کسو جای من نیار

مهر لباتو رو تن و روی لب کسی نزن

فقط به من بوسه بزن به روح و جسم و تن من 




برچسب‌ها: متن اهنگ شادمهر اغوش, متن عاشقانه, شادمهر عقيلي
نوشته شده در یکشنبه 1390/10/25ساعت 11:27 توسط esmaeil| |


کاش میدانستی...

آن کس که در تو امید به زندگی را پرورش میداد ،

خودش محتاج ، قطره ای از باران محبت بود





برچسب‌ها: متن كاش, متن عاشقانه, متون عاشقانه, متن دل, ترانه ها, متن براي عشقم, متن
نوشته شده در یکشنبه 1390/10/25ساعت 11:13 توسط esmaeil| |

به چشمانه مهربانه تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را
 
تا بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم

 به پاکی چشمانم قسم که تا ابد...


.....دوستت دارم !




برچسب‌ها: عاشقانه ميگم, بهت قول ميدم, به چشمانم قصم, محبت, عشق, متن قول, متن عاشقانه, متن سال, 90, دوستت دارم
نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت 15:0 توسط esmaeil| |


مرا باش که فکر میکردم با وفایی ،

نه انگار تو با دلم نامهربانی

مرا باش که فکر میکردم مثل تو کسی نیست ،

تو هم مثل همه بی وفایی





برچسب‌ها: بی وفایی, با وفایی, دلم نامهربانی, مثل تو
نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت 13:52 توسط esmaeil| |


آهسته بیا ،

باز هم که فراموش کرده ای کجا آمده ای
اینجا قلب من است
آهسته ،
این قلب، شکسته…
 نگاهی کن ببین درهای قلبم بسته
شاید باز هم بی وفایی مثل تو پشت دیوار قلبم نشسته !
آمده ای که بگویی پشیمانی؟
اما هنوز چند روزی بیش نیست که از آن روز گذشته
آتش دلم همچنان در حال سوختن است ،
بگذار خاکستر شود ، بعد بیا و دوباره دلم را بسوزان
بگذار گونه های پر از اشکم خشک شود ،
بعد بیا و دوباره اشکم را در بیار
آهسته ، قلبم بدجور شکسته
دوباره آمده ای که چه بگویی به این دل خسته
آمده ای دوباره بشکنی قلبم را ،
یا باز هم به بازی بگیری این دل تنهایم را …
بی خیال ، با تنهایی بیشتر رفیقم تا با تو
ای نارفیق هیچ خاطره ی خوشی ندارم از تو
بگذار در حال خودم باشم ،
نه مهربانی تو را میخواهم ، و نه دلسوزی های تو را
نمیبخشم آن قلب بی وفای تو را
بگذار در حال خودم باشم ،
به تنهایی بیشتر از تو ، نیاز دارم ،
پس بگذار با تنهایی تنها باشم
در خلوت خویش با غمها باشم ،
نمیخواهم دوباره بازیچه دست این و آن باشم
آهسته ، غم سنگینی در دلم نشسته …




برچسب‌ها: بهترین و جدیدترین متنهای عاشقانه, تنهام گذاشتی, تنهای تنهام, تنهایم گذاشت, تنهایی و دلگرفته, جدیدترین شعر عاشقانه, جدیدترین متن عاشقانه, خسته و تنهام, دلتنگی و تنهایی, دلم گرفته, سایت اشعار جدید عاشقا
نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت 13:14 توسط esmaeil| |

وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود
تنگ بلوری دلت درست مثل دل من
کلی لبش پریده بود همش پره ترک بود
وقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستی
توقعت فقط یه کم نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیم
که رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟
تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزید
راستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بود
دیگه نه از تو خبری بود ،‌ نه از آرزوهات
قحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بود
یادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود و
اشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همینو گفتی
عاشقیمون یه بازی شاید ،‌ یه الک دولک بود
نه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشی
کسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بود
قصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفت
کسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود…………….

نمی بخشمت……………………….





برچسب‌ها: عاشقم شدی, هزار تا بادبادک بود, نوازش و کمک, رو زخمای قلب, کل دنیا تک بود
نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت 9:18 توسط esmaeil| |

دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی ست
تو مرا باز رساندی به یقینم. کافی ست!

قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو
گاه گاهی که کنارت بنشینم کافی ست!

گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم
گاهی از دور تو را خوب ببینم کافی ست

آسمانی! تو در آن گستره خورشیدی کن!
من همین قدر که گرماست زمینم کافی ست

من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه
برگی از باغچه ی شعر بچینم کافی ست

فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز
که همین شوق مرا، خوب ترینم کافی ست





برچسب‌ها: غزلی تازه, قانعم, فاصله ها همزادیم, غزلی شورانگیز, شوق مرا
نوشته شده در شنبه 1390/10/24ساعت 9:13 توسط esmaeil| |


  با خیاله تو به سر بردن اگر هست گناه     
                      
   با خبر باش که من غرق گناهم همه شب




برچسب‌ها: با خیاله تو, گناه, همه شب, من غرق گناهم
نوشته شده در جمعه 1390/10/23ساعت 22:29 توسط esmaeil| |


آدمها رسمشونه پابند نمیشن

خوب گرفتار میکنن اما گرفتار نمیشن

آدمها رسمشونه شاخه به شاخه میپرن

دل بیمار میکنن اما پرستار نمیشن ....... 




برچسب‌ها: پرستار نمیشن, آدمها رسمشونه, متن عاشقانه
نوشته شده در جمعه 1390/10/23ساعت 22:10 توسط esmaeil| |


زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هاشو سیر کنه گوشت بدن خودش رو میکند

و میداد به جوجه هاش میخوردند

زمستان تمام شد و کلاغ مرد!

اما بچه هاش نجات پیدا کردند و گفتند:

آخی خوب شد مرد, راحت شدیم از این غذای تکراری!

این است يك مثال از واقعیت تلخ روزگار ما..!




برچسب‌ها: حرف دلم, زمستانی سرد, روزگار ما, واقعیت تلخ
نوشته شده در جمعه 1390/10/23ساعت 12:38 توسط esmaeil| |

بوســــــــه یعنی وصل شیرین دو لب


بوســـــه یعنی عشق در اعماق شب


بوسه یعنی مستی از مشروب عشق


بوســــــه یعنی آتش و گرمـــــای لـب


برچسب‌ها: بوســــــــه یعنی, وصل شیرین, دو لب, مشروب عشق, گرمـــــای لـب
نوشته شده در جمعه 1390/10/23ساعت 11:50 توسط esmaeil| |


آن کسی که میگفت:دوستم دارد عاشقم نبود که به شوق من آمده باشد

رهگذری بود که روی برگهای پاییزی راه میرفت.....

صدای خش خش برگها همان آوایی بود که من گمان می کردم می گوید:

                                       دوستت دارم



برچسب‌ها: عاشقم نبود, رهگذری بود, برگهای پاییزی, دوستت دارم, آوایی بود, صدای خش خش
نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/22ساعت 22:11 توسط esmaeil| |


حکایت من ....

حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت

دلباخته ی سفر بود اما همسفر نداشت

حکایت کسی است که زجر کشید اما ضجه نزد

زخم داشت ولی ناله ای نکرد

نفس می کشید اما هم نفس تداشت

و خندید.....غمش را کسی نفهمید.




برچسب‌ها: حکایت من, عاشق دریا بود, اما قایق نداشت, همسفر, غمش
نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/22ساعت 21:8 توسط esmaeil| |

سخترین دوراهی :

دوراهی بین فراموشی وانتظاراست.

گاهی کامل فراموش میکنی وبعد می بینی که باید منتظر میماندی.

وگاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش می کردی.


منبعhttp://saina77.blogfa.com/


برچسب‌ها: سخترین دوراهی, متن عاشقانه
نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/22ساعت 20:27 توسط esmaeil| |


یعنی...
به دنبال ِ کسی گشتن..
و همه را شبیه او دیدن...
و به همه لبخند زدن...
و پیش ِ همه بغض کردن...
و باز...
و همیشه
به دنبال او گشتن...


نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/22ساعت 14:7 توسط esmaeil| |


دلم برای کسی تنگ است که گمان میکردم

می آید،می ماند،و به تنهاییم پایان میدهد

آمد،رفت،و به زندگی ام پایان داد


نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/22ساعت 14:3 توسط esmaeil| |

اگر ابرها باريدن را فراموش کنند ،

اگر چشمها گريستن را فراموش کنند ،

اگر لبها خنديدن را فراموش کنند ،

اگر قلبها دوست داشتن را فراموش کنند ،

من هرگز تو را فراموش نميکنم .

وزی تو را فراموش ميکنم که مرگم فرا رسد!

نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/21ساعت 13:15 توسط esmaeil| |


چقدر خوب میشد اگه گاهی میمردیم

گاهی که حالمون خوب نیست..گاهی که هیچکاری ازمون برنمیاد

گاهی که بود و نبودمون برای هیچکس به جز لباسامون هیچ فرقی نداره

گاهی که حرف میزنی و جواب نمیشنوی..نگاه میکنی و دیده نمیشی..گوش میکنی و انگار که ...

گاهی که حتی بارون هم خنده رو دلت نمیاره...وااااااااااااااای

کجایی خدا؟؟؟؟؟




برچسب‌ها: گاهي وقتا, متن عاشقانه, گاهي وقتا دلت, گاهي پشيماني, گاهي دلتنگي, گاهي دلت, خدايا
نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 21:59 توسط esmaeil| |

 عشق چیه؟


عشق یعنی وقتی که یه نفر قلب تورو میشکنه
و حیرت انگیزه که تو هنوز با قطعه قطعه ی قلب شکستت دوستش داری!!



برچسب‌ها: عشق چيست, عاشقانه, متن سال, متن خيلي عاشقانه, متن وقتي قلبتو ميشكنن, متن وقتي كسي رو دوست داري
نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 21:34 توسط esmaeil| |


براش بنويس دوستت دارم آخه مي دوني آدما گاهي اوقات خيلي زود حرفاشونو از ياد مي برن ولي يه نوشته
, به اين سادگيا پاک شدني نيست .
گرچه پاره کردن يک کاغذ از شکستن يک قلب هم ساده تره ولي تو بنويس .. تو ... بنويس


نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 21:12 توسط esmaeil| |


این سوی زندگی من و تو هستیم و آن سوی دیگر سر نوشت !

این سو دستها در دست هم است و آن سو عاقبت این عشق !

به راستی آخر این داستان چگونه است ؟ تلخ یا شیرین ؟

سهم من و تو جدایی است یا برابر است با تولد زندگی مان ؟

چه زیباست لحظه ای که من به

سهم خویش رسیده باشم و تو نیز به ارزوی خود !

چه زیباست لحظه ای که سر نوشت

با دسته گلی سرخ به استقبال ما خواهد آمد!

چه تلخ است لحظه جدایی ما و چه غم انگیز است لحظه خداحافظی ما !

این سوی زندگی ما در تب و تاب یک دیدار می باشیم ....

و آن سوی زندگی یک علامت سوال در آخر قصه من و تو دیده می شود !

آیا ما به هم میرسیم یا نمیرسیم ؟

سرانجام این داستان به کجا ختم خواهد شد ؟




برچسب‌ها: داستان زندگي, روزگار, مدل زندگي, متن عاشقانه, متون عاشقانه, داستان تلخ و شيرين, لحظه خدا حافظي
نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 21:4 توسط esmaeil| |


بـــــــــــــــرای دل مــــــــن همیـــــــــــــــــشه" تــــــــــــو "خواهـــــــی ماند...

حتی اگر مخــــــــــــاطب تمام نوشــــــــــــــــته های من"او" شونـــــــــــــــد....




برچسب‌ها: متون عاشقانه, براي دل من, هميشه تو, نوشته هاي من, دست نوشته هاي من, حرف دلم, متن حرف دل
نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 14:19 توسط esmaeil| |


عشق من

بهاری دیگر از راه رسیده اما تو باز هم نرسیدی!

تو در کدام جمله نهفته ای؟

از کدام واژه دلگیری؟

تو قلب نوشته های منی همیشه!!!

چشمانم لبا لب اشک شده... این لحظه ها درگیر هوایی هستم نمناک

که بوی بغضهای در گلو مانده را میدهند...

باز همان حس غریب به سراغم آمده!

و چقدر دوستش دارم

امروز بیشتر از همیشه به تو نزدیکم

و بیشتر از هر وقت دیگر برای دیدار تو مشتاقم

چشمهایم را روی هم میگذارم

روزهایم میزبان غم کهنه ی زمان است... تاریک و آشفته!!!

کاش میشد دردهایم را به نشانی ات پست کنم!

با ضمیمه ی حرفهای نگفته ی دلم و اشکهای نریخته...

تو کجایی؟؟؟

غم را در نبود دستهایت در آغوش سرد خویش گرفتم

چه تنهایی پر معنایی در غیاب تو مرا همواره میسوزاند...

میدانم می آیی!!!

روزی که دیر نیست...

تو را در آغوش میگیرم و روی شانه هایت گریه میکنم.

 فرشیدم ، تا همیشه به انتظارت خواهم نشست

عشق من: عزیز دلم،فرشیدم

نمیدانم تا کدامین طلوع  خواهم بود

و در کدامین غروب خواهم رفت

ولی میدانم تا آخرین لحظه دوستت خواهم داشت و به یادت خواهم

بود،رویای زیبای زندگی من ...





برچسب‌ها: عشق من, غم را در نبود, واژه دلگیری, بهاری دیگر از راه رسیده اما تو باز هم نرسیدی, حرفهای نگفته ی دلم و اشکهای نریخته, متن عاشقانه, متن, عاشقانه, حرف دلم
نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 14:1 توسط esmaeil| |

در آن هنگام که قلب فرشته مان

را غم فرا گیرد

...

ابلیس می خندد !


برچسب‌ها: جملات اموزنده, جملات كوتاه اموزنده, جملات عاشقانه كوتاه, براي فرشته
نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 13:22 توسط esmaeil| |

از صبح تا شام

در آغوش می گرفتی مرا می بوسیدی

و می گفتی که دوستم داری بارها و بارها

...

اما نمی دانم چه شده که

از آن همه گاه یک بوسه هم

مال من نمی شود!!


نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 13:17 توسط esmaeil| |


اي كاش ميتوانستم باران باشم تا تمام غمهاي دلت را بشويم

اي كاش ميتوانستم ابر باشم تا سايه باني از محبت به رويت ميگسترانيدم

اي كاش ميتوانستم اشك باشم تا هر گاه اسمان چشمانت  ابري ميشد ،  ميباريدم

اي كاش ميتوانستم خنده باشم تا روي لبانت بنشينم  و غنچه ي بسته ي لبانت را بگشايم

اي كاش ميتوانستم يك پرنده باشم و پر ميگشودم  و تا دور دست ها در كنار شما پرواز ميكردم

و اي كاش سايه بودم تا نزديكترين كس به شما ميشدم

اري اي كاش سايه بودم تا هميشه و هميشه در كنارت بودم


نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 13:11 توسط esmaeil| |

منو حالا نوازش کن که این فرصت نره از دست

 

شاید این آخرین باره که این احساس زیبا هست

 

منو حالا نوازش کن همین حالا که تب کردم

 

اگه لمسم کنی شاید به دنیای تو برگردم

 

هنوزم میشه عاشق بود تو باشی کار سختی نیست

 

بدون مرز با من باش اگر چه دیگه وقتی نیست

 

نبینم این دم رفتن تو چشمات غصه میشینه

 

همه اشکاتُ میبوسم میدونم قسمتم اینه

 

تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خستم

 

کنارت اونقدر آرومم که از مرگ هم نمی ترسم

 

تنم سرده ولی انگار تو دستای تو آتیشه

 

خودت پلکامو میبندی و این قصه تموم میشه



نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 12:45 توسط esmaeil| |


روزي از پس تنهايي خود دل به نگاهي بستم كه نميبايد  مي بستم. به شانه اي تكيه كردم كه به خيالم همه تنهاييم را پر ميكند.غرورم را شكستم و حرف دلم را در جاده ي تنهايي فقط براي او گفتم و هر شب چشمان بي فروغم را به بر روي ستاره هاي آسمان بستم به اميد صبح شدن و ديدن ستاره ي زندگي كه او بود و براي ديدنش بي تاب و بي قرار بودم  اما او هيچ تب و تابي نداشت از اين بي وفايي آينه ي دلم شكست و زندگيم به هم ريخت كاش نيامده بود....


نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 12:14 توسط esmaeil| |


هر کاری که می کنیم بی سرانجام است لعنت

هر راهی که می رویم منتهی به دام است لعنت

برسردر عشق و دوستی باید حک کرد/ بر هر چی رفیق بی مرام است لعنت . . .


نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 9:58 توسط esmaeil| |


هیچوقت عشق را گدایی نکنید معمولا

چیز با ارزشی به گدا داده نمیشود.

نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 9:15 توسط esmaeil| |

من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
من که می دانم که تا سرگرم بزم هستی ام
مرگ ویرانگر چه  بی رحم و شتابان می رسد
 
                          * پس چرا ، پس چرا عاشق نباشم *
 
من که می دانم به دنیا اعتباری نیست نیست
بین مرگ و آدمی قول و قراری نیست نیست
من که می دانم اجل ناخوانده و بی دادگر
سر زده می آید و راه فراری نیست نیست
 
                          * پس چرا ، پس چرا عاشق نباشم *
 
من که می دانم شبی عمرم به پایان می رسد
نوبت خاموشی من سهل و آسان می رسد
 
                          * پس چرا ، پس چرا عاشق نباشم *


نوشته شده در سه شنبه 1390/10/20ساعت 9:0 توسط esmaeil| |

با عشق تو
بی نیازم
از هرچه که هست .
و با عشق تو
چاره سازم
هر آنچه که نیست .



نوشته شده در دوشنبه 1390/10/19ساعت 22:50 توسط esmaeil| |


کبوتر قلبم این روزها می خواهد

رها شود از قفس دل

و پر بگیرد تا " تو "

تا بر مژگانت دخیل ببندد

و در سایه داغ هرم نگاهت آرام بگیرد


نوشته شده در دوشنبه 1390/10/19ساعت 22:42 توسط esmaeil| |

نمی دانی چه دلتنگم
چه بی تابم
چه غمگینم چه تنهایم
تو را هر شب صدا کردم
نمی بینی نمی خوابم

بیا تا باورت گردد
که بی تو کمتر از خاکم
ولی با تو به افلاکم

بیا با آرزوهایم
بسازم خانه ای در دل
سراغم را نمی گیری
مگر بیگانه ای با دل؟

نوشته شده در دوشنبه 1390/10/19ساعت 22:28 توسط esmaeil| |


   گریه کن، تسکین است
      گریه آرام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
 من و آرام دل غمگینم



برچسب‌ها: گریه کن, تسکین است, گریه آرام دل, غمگین است, ای کاش, بین ما فاصله است, چند دریا
نوشته شده در دوشنبه 1390/10/19ساعت 14:3 توسط esmaeil| |


زندگي با همه وسعت خويش مسلک ساکت غم خوردن نيست

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست

اضطراب وهوس وديدن و ناديدن نيست

زندگي خوردن وخوابيدن نيست

زندگي جنبش وجاري شدن است

زندگي کوشش و راهي شدن است

از تماشاگه آغاز حيات تا به جايي که خدا مي داند


نوشته شده در دوشنبه 1390/10/19ساعت 13:12 توسط esmaeil| |


چرا وقتی شمعی نیست کبریت را به پروانه نشان می دهید؟

چرا وقتی علاقه ای نیست کسی را درگیر دروغ می کنید؟

چرا وقتی بهار است، یادی از پاییز می کنید؟

چرا وقتی علاقه در میان نیست، تقدیر را بهانه می کنید؟

چرا وقتی بادی نیست، بادبادک را در آسمان رها می کنید؟

چرا وقتی آرام است، فریادی دروغ از عشق سر می زنید؟

چرا وقتی او سرگرمی است، بی احساس می خوانیدش؟

چرا وقتی که او نبود خنیدیدید ، اما او که آمد گفتید چقدر غمگینید؟

چرا من خسته از دنیای سردم .خدایا پاک کن جهان سیاه مارا ز سیاهی ها

تاکه چرا هایم سر به فلک نکشیده است



نوشته شده در یکشنبه 1390/10/18ساعت 19:48 توسط esmaeil| |


دلتنگت هستم هر روز، نمی دانم چرا پریشانم دور از تو.

نگاهت که دور می شود زنگاهم، قدم هایم سنگین برداشته می شود.

تمام دلتنگی های دنیا موقع ی خداحافطی ، حس می کنم.

برایم بت شده ای حتی یک لحظه دنیایم را بی تو فرض نمی کنم.

دیوانه که عشق مرا دید ، عاقل شد. گواه جنون من شد.

دنیا را با تمام زیبایی هایش ، فدای یک نگاهت می کنم، بیزارم زدنیا.

قلم را برایت می چرخانم تا که در لحظات ثبت شود که چقدر دوست دارم.



 

نوشته شده در یکشنبه 1390/10/18ساعت 19:42 توسط esmaeil| |


تويي عاشقترين تنهاي دنيا ............. منم خسته ترين مغموم دنيا

تويي صادقترين حرف رو لبها ............. منم غمگين ترين راز تو دلها

تويي زيبا طلوع صبح فردا ...............منم اينجا غروبي مثل شبها

تويي همچون قناري شاد و شيدا ...... منم مثل كلاغي رو درختا

تويي آشفته دل مغرور و رعنا............. منم همراز و همراه يه رويا

تويي عشق و محبت توي قلبها...........منم ديوونه مثل موج دريا

تويي تنها تويي ياد غريبها..................منم فرياد بي پايان غمها

تويي شاخه گل سرخ صدفها...............منم تنها شقايق توي صحرا

تويي آب زلال اشك چشمها................منم مرداب سرد توي دشتها

تويي عاشقترين تنهاي دنيا.................منم خسته ترين مغموم دنيا



برچسب‌ها: خسته ترين, تويي زيبا, منم همراز, تويي عشق و محبت, منم مرداب, تويي شاخه گل, منم ديوونه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, ترانه ها
نوشته شده در یکشنبه 1390/10/18ساعت 13:52 توسط esmaeil| |


میان قلب من عشق تو پیداست

لبانت مثل گل خوشرنگ و زیباست

مشو غمگین اگر از هم جداییم

که بی رحمی همیشه کار دنیاست . 


نوشته شده در شنبه 1390/10/17ساعت 17:40 توسط esmaeil| |


یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد
   

       نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد
         

        خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را
              

       یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست




برچسب‌ها: دل کسی بلرزد, آزار دهد کسی را, روز و روزگار, خوش است, وتنها, دل ما, دل نیست
نوشته شده در شنبه 1390/10/17ساعت 14:6 توسط esmaeil| |


فکر می کردیم عاشقی هم بچگیست...

اما حیف این تازه اول یک زندگیست...

زندگی چیزیست شبیه یک حباب..

عشق آبادیه زیبایی در سراب...

فاصله با آرزو های ما چه کرد...

کاش می شد در عاشقی هم توبه کرد


منبعhttp://send2all.persianblog.ir/

نوشته شده در جمعه 1390/10/16ساعت 22:24 توسط esmaeil| |


خوش به حال آسمون

كه هر وقت دلش بگيره بي بهونه مي باره ...به كسي توجه نمي كنه ...

از كسي خجالت نمي كشه...مي باره و مي باره و... اينقدر مي باره تا آبي شه... ‌آفتابي شه...!!!

کاش... کاش مي شد مثل آسمون بود...

كاش مي شد وقتي دلت گرفت اونقدر بباري تا بالاخره آفتابي شي...

بعدش هم انگار نه انگار كه بارشي بوده


نوشته شده در جمعه 1390/10/16ساعت 21:42 توسط esmaeil| |


تو با منی و من تنها هستم ، در قلب منی و من به عشق تنهایی زنده هستم،

تو همنفسم هستی و نفسهایم عطر تنهایی را میدهد
توهمسفرم هستی و جاده زندگی رسم غریبگی را به من یاد میدهد.
تو مال منی و من مال تو نیستم، باران منی و من کویری بیش نیستم،
انگار نه انگار بامنی ،نشسته ای برای خودت حرف از عشق میزنی!
همیشه به یاد توام و در حسرت داشتنت،دلگیر و سردم در روزهای نداشتنت
یک بار عاشق شدم و یک عمر برای تو ،یک بار هم نگفتی دستهایم مال تو!
آن رویا از خیالم رفت و قصه آغاز شد،همه چیز به نفع تو تمام شد
دیدی که در آینه ی چشمان خیسم ،چشمان تو حتی یک ذره هم خیس نشد
من پر از درد بودم و خسته ،اما دل تو حتی یک ذره هم دلگیر نشد
تو با منی و افسوس که من بی تو هستم،انگار نه انگار که عشق تو هستم!
بودن و نبودنت فرقی ندارد،اینکه سرد هستی و با تو بودن تنها برایم عذاب دارد
هستی و انگار نیستی ، گاهی حتی فراموشم میکنی و از من میپرسی که تو کیستی؟
هزار درد دل ناگفته در دلم مانده و همدلم نیستی،
آنقدر اشک ریخته ام که چشمانم نمیبیند که دیگر نیستی!
نیستی و من تنها مانده ام ، آنقدر دلم گرفته که اینجا با غمها جا مانده ام
تو با منی و من تنها نشسته ام، تو در قلبمی و من اینک یک دلشکسته ام!



برچسب‌ها: همنفسم هستی, و نفسهایم, عطر تنهایی, توهمسفرم هستی, دلشکسته ام, دلگیر و سردم, جاده زندگی, رسم غریبگی
نوشته شده در جمعه 1390/10/16ساعت 20:23 توسط esmaeil| |

هر زمان که بخواهی از کنارت خواهم رفت
تا بفهمی چه باشم چه نباشم ، عاشقم
هر کجا باشم در قلبم خواهی ماند و به عشق تو،
با یاد تو، با عکسهای تو، با مهری که از تو در دلم جا مانده زنده خواهم ماند
تا زمانی که نفس میکشی ، نفس میکشم به عشق نفسهایت
که هر نفس آرامش من است ، هر نفس امیدی برای زندگی عاشقانه ی من است
وقتی نیستی گرچه سخت است سرکردن با اشکهایی که میرزد از چشمانم
اما این عشق تو است که به من شوق اشک ریختن را ، شوق غم و غصه لحظه های دور از تو بودن ، شوق دلتنگی و انتظار را میدهد
این عشق تو است که به من فرصتی دوباره میدهد
میترسم ، میترسم ، میترسم ! یک سوال در دلم مانده که میترسم از تو بپرسم!
میخواستم بپرسم که :
عزیزم هنوز مرا دوست داری؟ 


نوشته شده در جمعه 1390/10/16ساعت 15:10 توسط esmaeil| |


ببخش منو که باعث عذاب وجدانت شدم

ببخش منو که بچگی کردم و خواهانت شدم

ببخش که التماس من می لرزونه دل تو رو

ببخش که میخوام بدونم هر لحظه ای حال تو رو

تو رو خدا ببخش اگه غرورم و جا می ذارم

وقتی که اسم تو میاد رو همه چی پا میذارم

عزیز من ببخش اگه فراموشت نمی کنم

ببخش که تو خیالمم حتی بوست نمی کنم

ببخش که نیمه های شب فاصله رو داد میزنم

ببخش که توی خوابمم اسمت و فریاد میزنم

ببخش که دست من هنوز لایق دستات نشده

راستی بدون که قلب من دلخور از حرفات نشده


نوشته شده در جمعه 1390/10/16ساعت 9:48 توسط esmaeil| |


هرگز در زندگی این دو را ابراز نکنید:

نخست، آنچه نیستید
و دوم ، همه آنچه هستید!


تلاش کنیم ندیده ها را ببینیم
دیدن آنچه که همه میبینند…
هنر نیست!

بهترین آیینه..

وجدان توست آگاه و بیدار باش…



نوشته شده در جمعه 1390/10/16ساعت 8:57 توسط esmaeil| |


به سه چیز تکیه نکن ،

غرور،دروغ و عشق

.آدم با غرور می تازد

،با دروغ می بازد

و با عشق می میرد 

(دكتر شريعتي)


نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/15ساعت 20:23 توسط esmaeil| |


هوس بازان کسي راکه زيبا ميبينند دوست دارند...

 اما عاشقان کسي را که دوست دارند زيبا ميبينند.


نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/15ساعت 15:33 توسط esmaeil| |

 

روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی خویش دل بستم به قلب بی وفای تو
روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم، یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم
روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!
گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه که میخواستی بهتر شدم
گفتی تنها برای من باش ، از همه گذشتم و تنها مال تو شدم
روزی آمد که من مال تو بودم و تو عاشق کسی دیگر
اینک تنها اشک است که از چشمان من میریزد
تنها شده ام ، باز هم مثل گذشته همدم غمها شده ام
راهی ندارم برای بازگشت ، به یاد دارم شبی دلم تنها به دنبال ذره ای محبت میگشت
نمیپرسم که چرا مرا تنها گذاشتی ، نمیپرسم که چرا قلبم را زیر پا گذاشتی
میدانستم تو نیز مثل همه …
نمیبخشم تو را …
دیگر مهم نیست بودنت ، احساس گناه میکنم در لحظه های بوسیدنت
نمیبخشم تو را ، این تو بودی که روزی گفتی با دنیا نیز عوض نمیکنم تو را
دنیا که سهل است ، تو حتی نفروختی به کسی دیگر مرا
مثل یک جنس کهنه ، دور انداختی مرا!
نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی نگذشته که برایت تکراری شده ام
مهم نیست ، برای همیشه تو را از یاد میبرم ،قلبم هم نخواهد، خاطرت را خاک میکنم
تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و  غم
تو را نمیبخشم ، و اینک روزی آمده که به خاطر تو حتی نمیریزد یک قطره اشکم!




برچسب‌ها: دیگه مهم نیستی, سایت عاشقانه, سایت عشق, شعر جدایی, شعر غمگین, عشق, عکس عاشقانه, لحظه جدایی, لحظه گریه, متن جدایی, متن عاشقانه, متن غمگین, مهم نیستی دیگه
نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/15ساعت 13:59 توسط esmaeil| |



نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/15ساعت 13:5 توسط esmaeil| |


دیروز با دوست جديد بي نظيري آشنا شدم

كه فوري مرا شناخت

خيلي عجيب بود كه او

هر چه را مي گفتم مي فهميد

او به مشكلات من گوش مي داد

او به روياهاي من گوش مي داد

با من در باره ي عشق و زندگي حرف زد

به نظر مي رسيد او هم چنين تجاربي داشت

حتي يك بار هم احساس نكردم در باره ام قضاوت كند

او كاملا" مي دانست چه احساسي دارم

به نظر مي رسيد به راحتي مرا پذيرفته

و همين طور همه ي مشكلاتي را كه با آنها در گير بودم

او با سكوت حرف هايم را مي فهميد

احتياجي نداشت حرفي بزند

فقط صبورانه گوش ميداد

و از من دور نشد

من مي خواستم او بفهمد

كه اين چقدر براي من با ارزش است

اما وقتي خواستم او را به آغوش بكشم

چيزي مرا از جا پراند

دستانم را دراز كردم

تا او را به خود نزديك تر كنم

و متوجه شدم كه دوست صميمي من

چيزي جز آينه نبود...


نوشته شده در پنجشنبه 1390/10/15ساعت 12:48 توسط esmaeil| |


می دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟

لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق

نقش مي بندهتا در نهايت سکوت فرياد بزنه :

دوستت دارم

نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/14ساعت 21:38 توسط esmaeil| |


شنيدم که شمشير يکي را دوتا مي کند

بنازم به شمشيرعشق که دوتا رايکي مي کند .


نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/14ساعت 21:32 توسط esmaeil| |

عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟


یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟!


عشـق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت


پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟


پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!!


از چـه رو هــر عشـق،بــازی مـی شــود؟!



برچسب‌ها: عشـق اگــر مبنــای, خلــق آدم اســت, خـط مـوازی, چـه رو هــر عشـق
نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/14ساعت 14:5 توسط esmaeil| |


برو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، از تو بیزارم ، بهانه هایت را برایم تکرار نکن

حرفی نزن ، بی خیال ، اصلا مقصر منم ، هر چه تو بگویی ، بی وفا منم!
نگو میروی تا من خوشبخت باشم ، نگو میروی تا من از دست تو راحت باشم…
نگو که لایقم نیستی و میروی ، نگو برای آرامش من از زندگی ام میروی….
این بهانه ها تکراریست ، هر چه دوست داری بگو ، خیالی نیست….
راحت حرف دلت را بزن و بگو عاشقت نیستم ، بگو  دلت با من نیست و دیگر نیستم!
راحت بگو که از همان روزاول هم عاشقم نبودی ، بگو که دوستم نداشتی و تنها با قلب من نبودی
برو که دیگر هیچ دلخوشی به تو ندارم ، از تو بدم می آید و هیچ احساسی به تو ندارم
سهم تو، بی وفایی مثل خودت است که با حرفهایش خامت کند، در قلب بی وفایش گرفتارت کند ، تا بفهمی چه دردی دارد دلشکستن!
برو، به جای اینکه مرحمی برای زخم کهنه ام باشی ،درد مرا تازه تر میکنی !
حیف قلب من نیست که تو در آن باشی ،تمام غمهای دنیا در دلم باشد بهتر از آن است که تو مال من باشی….
حیف چشمهای من نیست که بی وفایی مثل تو را ببینند ، تو لایقم نیستی ، فکرنکن از غم رفتنت میمیرم!
برو و پشت سرت را هم نگاه نکن ، برو و دیگر اسم مرا صدا نکن
بگذار در حال خودم باشم ، بگذار با تنهایی تنها باشم …




برچسب‌ها: با سفر, بی خداحافظی رفت, تمومش کن, تنهام گذاشت, تنهایی, جدایی, جدایی و غم, خداحافظ برای همیشه, خداحافظ بی معرفت, خداحافظ بی وفا, خداحافظ عشق من, رفت و تنهام گذاشت, رفتی, سفر عشق, شعر غمگین, عشق نبود
نوشته شده در چهارشنبه 1390/10/14ساعت 13:44 توسط esmaeil| |

 

این دیگه بار آخره دارم باهات حرف میزنم

خداحافظ نا مهربون میخوام ازت دل بکنم

دیگه کسی نیست که بهش هر چی دلت میخواد بگی

هی التماست بکنه بگه نگو ، بازم بگی

چقد بهت گفتم نگو صبرم یه روز تموم میشه

حالا اومد اون روزی که می ترسیدم همون بشه

سخته ولی من میتونم سخته ولی من میتونم

این جمله رو اینقد میگم تا که فرموشت کنم


نوشته شده در سه شنبه 1390/10/13ساعت 9:52 توسط esmaeil| |

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست. تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در

 آن نيست. تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم. تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند

هم تنهاست. تنهايي را دوست دارم زيرا در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم

گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد


نوشته شده در دوشنبه 1390/10/12ساعت 12:0 توسط esmaeil| |


خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند

حیف من زاده ی امروزم

خدایا جهنمت فرداست....

پس چرا امروز میسوزم


نوشته شده در شنبه 1390/10/10ساعت 14:49 توسط esmaeil| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت